شهادت به عنوان یک دلیل شرعی و قانونی زمانی ارزش و اعتبار دارد که از حقایق پرده بردارد و دروازهی کذب را مسدود نموده حق را به صاحب آن برساند. برای رسیدن به این منظور لازم است تا شهود ویژگی های لازم برای ایراد شهادت و فراهم آوردن زمینه های علم واقعی در قاضی را دارا بوده و از کاستی های که موجب تردید قاضی نسبت به گواهی شان می شود مبرا باشند. قانونگذاران ایران و افغانستان به این مهم توجهات لازم را مبذول داشته و با در نظر داشت عرف و شرع قوانینی را وضع و به موقع اجرا نهاده اند. در این پژوهش به دنبال آنیم تا شرایط شهود در نظام های دادرسی ایران و افغانستان را از طریق تقسیم این شرایط به ایجابی و سلبی بررسی نموده و با نگاهی تطبیقی اشتراکات و افتراقات این دو نظام را در زمینهی شرایط شهود تبیین نماییم. از آن سبب که ایران و افغانستان دارای قانون اسلامی اند و قوانین شان بر اساس شریعت اسلامی است؛ بنابر این