حاکمیت، از عمده ترین عناصر یک جامعه سیاسی و منشأ قانون حاکم بر جامعه است. در حقیقت هر دولت عادلی باتوجه به رویکرد و بینش مردم آن جامعه و وجود ارزشها و دین و اخلاق بین آنها، یک نوع خاصی از حاکمیت را در قانون اساسی میگنجاند که تا از طرفی به جامعه سامان و سهولت ببخشد و زمینه رشد آن فراهم شود، و از طرف دیگر طول عمر دولت را افزایش دهد. تحقیقی که پیش رو دارید حاصل تلاشی است در جهت بیان اینکه در قانون اساسی دو کشور افغانستان و ایران از میان حاکمیتهای مطرح در جهان برای مبنای قوانین، حاکمیت الهی به عنوان مبناء اصلی پذیرفته شده است زیرا مردم هر دو کشور ایران و افغانستان مسلمان هستند و هر دو کشور نظام جمهوری اسلامی را پذیرفته اند و اصل بر این است که به پیروی از دین مقدس اسلام باید ارادۀ تشریعی الهی در جامعه هر دو کشور مسلمان، حکم فرما باشد.اما این را باید یادآور شد که کیفیت و چگونگی این حاکمیت و دخالت حاکمیتهای دیگر، در دو قانون اساسی فرق میکند که در آخر این نوشتار به تفاوتها و اشتراکات در هر دو قانون اساسی پرداخته ایم. کلید واژه ها: